گلهای خفته

یک سخن بود و هزاران مشتری
آن هــم از لـوث قـرائت ها بری
وای که در سالهای سیاه دوهزار
کــار فرهنگی شده پخش نـوار
ذهـن صـاف نـوجـوانـان مـحل
پـر شد از فیـلم های مبتذل
پشت پا بر دین زدن آزادگیست
حرف حق گفتن عقب افتادگیست
آخـر ای پرده نشین فاطمه
تو برس بر داد دین فاطمه
بی تو منکر ها همه معروف شد
کینه توزی با ولی مکشوف شد
در به روی رشوه گیران باز شد
دشمنی با نائبش آغاز شد
بی تو دلهامان به جان آمد بیا
کاردها بر استخوان آمد بیا
گوش کن اینک نوای جنگ را
قصه ای از شهر بعد از جنگ را
قصه ای پرسوز تاب و التهاب
قصه ای تلخ و سراسر اضطراب
قصه شهری که غرق درد بود
آتش شهوت درونش سرد بود
شهر ما شب های خیبر یاد داشت
رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت
شهر ما همت درون سینه داشت
با شهادت انس از دیرینه داشت
شهر ما روح خدا در دست داشت
صد هزاران عاشق سرمست داشت
نـاگـهـان این شهر ما بی درد شد
آتش غیرت درونش سرد شد
حال راز ها در شهر قصه، چپ شده
پوشش خاکی لباس رپ شده
دیگر از جبهه در این جا رنگ نیست
دیگر آن حال و هوای جنگ نیست
یا خمینی ای خلیل بت شکن
خیز و بنگر فتنه های شهر من
جبهه و یاران من گم گشته اند
غرق در نسیان مردم گشته اند
پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟
یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ
شهر من، حجب و حیایت پس چه شد
ناله مهدی(عج) بیایت پس چه شد
ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟
کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟
ای جماعت ناله ام را بشنوید
درد چندین ساله ام را بشنوید
ای شما آن سوی آتش رفتگان
ای شما آغوش لیلا خفته گان
بنگرید این لکه های ننگ را
فتنه های شهر بعد از جنگ را...

/ 2 نظر / 44 بازدید
مسعودی

باسلام و عرض تشکر از لطف شما به نظر بنده، ارزش هر وبلاگ به مطالبی است که در آن ارائه میشه و لذا وبلاگ شما تاثیرگذار و پرمحتواست. شما هم با افتخار به جمع دوستان خوب من پیوستید. ضمناً قسمتی از شعر زیبایتان را با ذکر منبع در آدرس زیر قرار دادم. http://www.mypardis.com/Society/yamahdi/forum/?forumid=641385 التماس دعا و یامهدی

طوبی

روزگاری تموم شد رفت به حالا بچسپید که چکار کنید که بشه اون روزگار