شیطان پنهان بر بام خانه مسلمان
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 

تورق در تاریخ پر فراز و نشیب ملل، حکایتی است از وصف حال بشر در گذرگاه تحولات متعدد سیاسی اجتماعی؛ اما شاید ویژگی رصد سیر ظهور و روند رشد یا احیانا افول ادیان، توامان مولفه های سیاست، اجتماع، فرهنگ را شامل شود، چراکه دین فارغ از جنبه های جانبی، در یک تعریف کلی به مثابه عامل وصل انسان به خداوند و معنویت است، بنابراین مطالعه درباره علت محبوبیت یا عدم محبوبیت یک دین یا مسلک سبب می شود، تا در صورت ماندگاری آن آیین، به بر حق بودنش حکم دهیم، همچنین در نقطه مقابل اگر در برهه های مختلف با تعابیر مختلفی از یک دین مواجه شدیم، بر ثبات آن شک بریم.

امروز همان طور که شاهدیم، جهان میدان تاخت و تاز یهودیانی شده است که به نام دین یهود که هزاران سال از تحریف اش می گذرد، هر تجاوزی را به حقوق دیگر ملل و قومیت ها جایز می دانند، و با حق به جانبی تعرض به ملت ها را جایز می دانند نظیر آنچه امروز در سوریه شاهد آن هستیم.
در تحلیل و واکاوی این مهم با حسن هانی زاده، کارشناس مسائل بین المللی به گفت و گو نشستیم که بخش دوم و پایانی آن از نظرتان می گذرد:

اساسا سلفی گری چگونه پایه گذاری شده و چه عقایدی دارد؟
سلفی گری به طور مشخص از قرن هشتم توسط ابن تیمیه شکل گرفت، وی نوعی از اسلام را تعریف کرد که هر گونه ابداع، تغییر و اصلاح در آن کفر تلقی می شد و غیر از کتاب و سنت هر نوع اصلاحاتی در عرصه زندگی اجتماعی را بدعت و خرافی تلقی می کرد.
در واقع این تیمیه در گسترش مذهب سلفی گری نقش مهمی داشت و به نوعی تقلید از مجتهدین را خلاف شرع می دانست، بنابراین سلفی گری در خاورمیانه و حتی مغرب عربی گسترش یافت و اندیشه سلف صالح و التزام به کتاب و سنت مهم تلقی شد.
اما همین تفکر در قرن 12 توسط نجدی، در قالب وهابیت تاسیس شد به نظر می آید با کمک "محمدبن سعود" این فرقه شکل سیاسی به خود گرفت؛ بعدها پس از رواج این فرقه جماعت های بسیاری مانند اخوان و عدالت و توسعه و القاعده شکل گرفتند.

 


آیا رواج وهابیت در دیگر نقاط از جمله شمال آفریقا، حاصل کار عربستان سعودی بود؟
بله، زیرشاخه وهابیت و سلفی گری، کتاب و سلف را اساس کار خود می دانستند، لذا گسترش وهابیت با پول کلان عربستان و رسانه های گسترده آن در شمال آفریقا، آسیای میانه، افغانستان و پاکستان رخ داد که در نتیجه هزینه تبلیغاتی سنگین عربستان بود، آنها برای ایجاد محیط امن سیاسی تلاش کردند فرقه وهابیت را از درون جامعه بسته عربستان به کشورهای همسایه منتقل کنند.


چرا با وقوع انقلاب اسلامی ایران، فعالیت وهابیت اوج گرفت؟

فعالیت وهابیت پس از انقلاب شکل وسیع به خود گرفت چراکه وهابیت با انقلاب احساس انزوا کرد و در حاشیه قرار گرفت. ضمن آنکه با توسعه گستره تعالیم ناب اسلامی ارزش های آن کمرنگ شد؛ بنابراین آنها در نخستین اقدام به ایجاد 400 مدرسه وهابیت در یمن اقدام کردند، همچنین با توجه به اینکه 60 درصد از اهالی یمن زیدی هستند و 15 درصد زیدی ها را، شیعیان یمن تشکیل می دهند؛ لذا وهابیت به سرکردگی عربستان از تاثیرپذیری آنها از انقلاب ترسیدند و با سرعت این مدارس را در مناطق مختلف ایجاد کردند.
آنها در مناطق مختلف یمن با هزینه های سنگین تبلیغاتی فعالیت کردند، بعدها شیعیان یمنی بیش از 7 سال مورد آزار قرار گرفتند که بمباران هوایی با همکاری علی عبدالله صالح از نمونه های آن است.

همچنین عربستان در لبنان با وجود 18 طایفه مذهبی در شهر طرابلس با همکاری رفیق حریری تلاش کرد وهابیت را تقویت کند و هزاران تبعه خود از سنی های طرابلس را با تامین منابع مالی تبلیغاتی علیه علوی ها تقویت کرد.

 

سلفیون و وهابیت در سوریه و بحران های اخیر آن چه نقشی را ایفا کرده اند؟

وهابیت عربستان که به نوعی جناح مذهبی آل سعود را تشکیل می دهند؛ از سال 1978 برای پررنگ کردن این فرقه ضاله در شهرهای حمص، درعا، ادلب و ... سرمایه گذاری کرده اند تا سلفی ها که اخوان سوریه زیر نظر آنها هستند را تقویت کنند، اما با آغاز جنگ تحمیلی، عربستان اخوان سوریه را تحریک کرد که در نتیجه اقدامات تروریستی آنها بیش از 30 هزار نفر کشته شدند و به دلیل آنکه حافظ اسد از ایران حمایت کرد شورش هایی علیه دولت راه انداختند که در سال 1982 خونین ترین این شورش ها رخ داد.

هدف این شورش ها سرنگونی دولت علوی اسد بود و که دولت وقت، گروه های سلفی را سرکوب کرد، لذا بعد از این جریان ها و موج بیداری اخیر، عربستان با استفاده از فضای موجود، گروه های سلفی، وهابی و اخوان سوری را علیه دولت علوی بشار اسد تحریک کرد که در نتیجه آن شاهد بحران های امروز این کشور هستیم.

بنابراین بحران چند ماه اخیر سوریه، تقابل دو طیف علوی و وهابیت است و جنبه دموکراسی خواهی و اصلاحات ندارد، بنابراین این جنگ های داخلی مذهبی است که با کمک عربستان، قطر و حتی القاعده، سلفی ها را علیه دولت علوی بشار تحریک می کند.

در طول 18 ماه بحران داخلی سوریه  قطر و عربستان 36 میلیارد دلار کمک مالی و تسلیحاتی به تروریست ها کرده اند و هم اکنون سلفی ها از 28 کشور در سوریه فعالیت می کنند، از گروه هایی همچون القاعده، جماعت التحوید، سلفی های مختلف و اخوان المسلمین و حزب التحریر و...
در واقع تروریست ها با نگرش سلفی گری و با نظارت مثلث قطر، عربستان و ترکیه و دریافت ماهانه یک میلیارد دلار می کوشند دولت علوی بشار اسد را سرنگون کنند.

آنچه در سوریه می گذرد نظیر کشتار علویون و انفجار مراقد متبرکه شیعیان در عراق همه توسط توسط سلفی ها انجام می شود.
آنها در فلوجه و الانبار عراق تلاش می کنندوهابی گری را گسترش دهند و 65 دردصد شیعه این کشور را منزوی کنند.


نحوه فعالیت گروه های سلفی و وهابیت در دیگر کشورهای اسلامی نظیر اردن و مصر چگونه است؟

اخوان و جماعت اسلامی در اردن ریشه قوی داشته و هدف آنها مبارزه با اسرائیل بود.
در اردن کمک های مالی از سوی عربستان با عنوان ساخت دارالقرآن و تقویت قرآنی آنها تلاش می کنند که جامعه اردن را که آماده پذیرش عقاید وهابیت است، تحریک کنند.
اما 60 درصد فلسطینیانی که از سال 1968 در اردن هستند و دیگر جزء مردم این کشور محسوب می شوند، به دلیل ریشه فلسطینی نمی توانند مخالفت و معاضدت با صهیونیزم را فراموش کنند، آنها با توجه به اخراج و کوچ اجباری خود، یک نگاه ضداسرائیلی و از یک سو درپی  تقویت جایگاه عربستان با تفکرات سلفی هستند در عین حال در بعد قومی و ملی نگاه ضد صهیونیستی دارند.

در مصر از زمان حسن البنا، موسس اخوان که به عنوان ساختار اصلاح شده سلفی و وهابی در سال 1928 شکل گرفت، بعدها شخصیت هایی مثل سیدقطب و ... سلسله اصلاحاتی روی این اندیشه انجام دادند و این جریان نزدیک 85 سال ریشه در جامعه مصر دارد.
در عین حال به دلیل شرایط جامعه و اعتقاد رهبران آن که سلفی گری و وهابیت نمی تواند در دولت سازی و سازماندهی نظام خلافتی تاثیرگذار باشد؛ اصلاحاتی اعمال کرده اند مسافرت رهبر اخوان به کشورهای غربی موجب شد نوعی اصلاحات سیاسی در تفکرات خود داشته باشند؛ لذا اخوان در طول 85 سال عمر خود، همواره در کنار نگاه به عربستان، تفکرات وهابی و سلفی را مورد توجه قرار نداده اما بافت اجتماعی به ویژه طبقات دور دست اجتماعی این تفکر را دارد.

اگرچه جماعت التکفیر و الجهاد تفکر سلفی دارند که با اخوان خیلی همسو نیست و ترور انورسادات توسط جماعت اسلامی نشان می دهد تفکرات آنها به نوعی سلفی است و تحت تاثیر تمدن غرب قرار دارد اما آنها بر این باورند که باید تلفیقی از اصلاحات و دولت سازی و تمدن غرب را وارد تفکرات خودی کرد و تشکیل دولتی مانند" مرسی" در انتخابات و نیز تشکیل حزب عدالت نوعی تلفیق در تفکر آنها دیده شود و برآیند آن پیروزی مرسی از اعضای برجسته اخوان در ریاست جمهوری بود که نتیجه این تفکرات و تاثر از غرب در رفتار مرسی دیده می شود.
برای مثال نامه او به شیمون پرز، تجلی تفکر دوگانه اخوان است، اخوان تقریبا راه خود را از عربستان جدا کرده است و با تفکر سلفی به شکل سنتی مخالف است، اما جماعت های دیگری هم سلفی اند و از عربستان پول دریافت می کنند.
در انتخابات پارلمانی مصر که در ماه های اخیر منحل شد، عربستان یک میلیارد دلار کمک مالی برای پیروزی سلفی ها کرد.

وهابیت برای استفاده از رسانه ها در پیشبرد اهداف خود قائل به چه نقشی است؟، تا چه حد عربستان به عنوان یک مهره گرداننده در لیبی عمل کرده است؟

در واقع عربستان هم اکنون با یکصد شبکه ماهواره ای تفکرات سلفی و وهابیت را تبلیغ می کند. گردش مالی عربستان در حوزه رسانه 10 میلیارد ریال است، از طریق این یکصد شبکه طبیعی است که عربستان هزینه هنگفت می پردازد.

به هر حال عربستان با در اختیار داشتن ماهواره "عرب سات" و سرمایه گذاری عظیم بر ماهواره نیلسات کرده می کوشد به صورت آرام و با استفاد از ابزارهای نرم و فعالیت های فرهنگی، وهابیت و سلفی گری را در کشورهای اسلامی و سطح جهان تقویت کند.
در مورد لیبی باید گفت علی رغم اینکه قذافی ادعا می کرد حامی اسلام است، اما در حقیقت ضربه شدیدی به وحدت اسلامی زد.
لایه های پایین جامعه لیبی به ویژه در مناطق شرقی دارای انگیزه های سلفی گری هستند، از این رو شاهدیم غالب حوادث دو سال اخیر بیشتر از شرق لیبی سرچشمه گرفته و اسلام گرایان مثل اخوان المسلمین در شمال شرق سر به شورش علیه قذافی برداشتند و سرانجام او را از بین بردند؛ لذا در شرق لیبی گروه های اخوان فعالیت کاملا شاخصی دارند و توانسته اند که یک شاکله اسلامی سلفی گری در بخش شرق لیبی را تقویت کنند.

دولت های اخیر حتی کنگره ملی اغلب از افراد وابسته به اخوان با شاخصه سلفی گری هستند؛ بخش های عمده سلفی گری در شرق هستند از این رو تاثیرات سلفی گری از مصر به لیبی منتقل شده است.
در طول 42 ساله اخیر نگاه قذافی نسبت به پادشاهی عربستان منفی بود بنابراین شدیدا مانع رخنه وهابیت شد، اما به هر حال این گروه ها متاثر از سلفی ها و وهابیت هستند و به صورت پنهان فعالیت خود را ادامه می دهند. اما در لیبی کمتر مشخص است در قسمت هایی از بن غازی وهابی ها فعال هستند و حمله به کنسولگری آمریکا در بن غازی توسط آنها رخ داد.


چه تحلیلی در مورد سرمایه گذاری وهابیت در مغرب و کویت دارید؟
عربستان به دلیل فقر مالی مغرب، در این کشور خوب سرمایه گذاری کرده است. سلفیون مغرب به دلیل تحت سلطه بودن گروه های سلفی و وهابی، از زمان ملک حسن دوم به نوعی تلاش کردند در جامعه مغرب نفوذ کنند ولی سختگیری ملک حسن دومآنها را به حاشیه راند.
اما با وقوع موج بیداری اسلامی در تونس، و لیبی، وهابیون تلاش کردند با استفاده از فقر مغرب و سرمایه گذاری عربستان، نوعی وهابی گری در مغرب ایجاد شود.
در کویت وهابی گری و سلفی گری پررنگ تر است به دلیل اینکه خانواده آل صباح رگه های اعتقادی با آل سعود دارند.
مثلا آل خلیفه در بحرین، آل ثانی در قطر و آل نهیان در امارات، از نجد و حجاز مهاجرت کرده اند و چون تحت تاثیر آل سعود بوده اند زمینه وهابی گری و سلفی گری را فراهم کرده اند؛ البته الان میان حاکمیت و سلفی گری شکاف ایجاد شده است و به نظر می رسد انگلیسی ها در این رشد نقش داشته اند. انگلیسی ها سعی کردند نفود تشیع در ایران را کاهش دهند به همین دلیل در شش کشور حوزه خلیج فارس فعالیت را آغاز کردند.
در بحرین، خلیفه وابستگی طایفه ای به آل سعود دارد، آنها در قرن 18 از حجاز به بحرین منتقل شدند و  راهزنی دریایی می کردند، البته 70 درصد از جمعیت 750 هزار نفری بحرین شیعه هستند و درصد پایینی را وهابیون مهاجر تشکیل می دهند. بعدها که در سال 1350 بحرین از ایران جدا شد تمام ابزارهای قدرت توسط 20 درصد اقلیت غصب شد.

 

وضعیت وهابیت در کشورهایی مثل افغانستان و پاکستان چگونه است؟

طالبان در افغانستان زیرمجموعه وهابیت هستند؛ آنها در پاکستان برای تقویت در برابر هند از زمان استقلال عربستان کوشیدند تا روی ارتش پاکستان سرمایه گذاری کنند و اغلب لایه های میانی جامعه را سلفیون تشکیل می دهند.
درگیری میان شیعه و سلفیون به تحریک وهابیون و حمایت های مالی و فرهنگی آنها است، آنها برای اهداف خود سرمایه گذاری وسیع و فعالیت فرهنگی گسترده انجام می دهد به گونه ای که اغلب ائمه جماعات مساجد مختلف پاکستان تحصیلکرده مدارس وهابی عربستان هستند.
عربستان کوشید در شرق ایران نیز به نوعی سلفی گری و وهابیت را با گروه "جند الله" به سرکردگی ریگی رواج دهد اما با هوشیاری مردم و مسئولان موفق نبوده است.
در الجزایر نیز از سال 1992 در انتخابات شورای شهر تحت تاثیر وهابی گری و سلفی گری به پیروزی رسیدند که این نشان می دهد وهابی ها در الجزایر فعال هستند.

منبع:پایگاه خبری ملل نیوز


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • تبلیغات متنی
  • آرزوی سفر